فقط امشبو حرف رفتن نزن ...

ساعتارو به عقب برگردون
اگه فرصتی هنوزم مونده
بگو تو گذشته چی میبینی
که از آینده تورو ترسونده


ساعتارو به عقب برگردون
اون همه خاطره رو پیدا کن
پشت این همه شب تکراری
یه جهان تازه رو من وا کن


من هنوز زخمی خاطره ام
جز تو هیچ کس رو دلم مرهم نیست
اسمتو صدا زدم وقتی که
حتی اسم خودمم یادم نیست


همه ی امیدمی این روزا
که نجاتم بدی از این زندون
تو فقط اگه بخوای میتونی
ساعتارو به عقب برگردون


نمیشه زمین خورد و گریه نکرد
به دادم برس بهترین نا رفیق
هنوزم به دستای تو قانعم
هنوز عاشقم با یه زخم عمیق


تو این روز های سیاه و کسل
دلم خیسه از حس بارون شدن
تورو جون هرکی بهش مومنی
فقط امشبو حرف رفتن نزن


تو این روز های سیاه و کسل
دلم خیسه از حس بارون شدن
تورو جون هرکی بهش مومنی
فقط امشبوحرف رفتن نزن


تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یه کمی چایی واسه من بریز...


میدونم همیشه بدهکارتم
میدونی نمیشه فراموش کرد
من از بس که تو خوابتم زخمی ام
نمیشه که کابوسمو گوش کرد


نمیشه که این وحشتو دوره کرد
نباشی، نمونی، نخندی، بری
یه عمری جنون رو تحمل کنم
به دیوونگیم دل نبندی بری


تو سیگارو خاموش کن تا بگم
چه طور میشه با گریه هم دود شد
چه طور میشه با خنده هم زخم خورد
چطور میشه با عشق نابود شد


شبایی که میترسم از فکرهام
همیشه هوا خیس و بارونیه
یه زن با جنونش به من یاد داد
که عاشق شد قبل ویرونیه


تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یه کمی چای واسه من بریز...

/ 1 نظر / 25 بازدید
کوچه گرد...

ساعتا، ايست... يه كم بريد عقب! دنبال خاطره ها ميگردم... پشت اين شبهاي سرد و تاريك دنبال ستاره ها مي گردم... ساعتا... با شماهام، بريد عقب! ميخوام اين دلو يه كم سنگ كنم! روم سياس از دست بي وفايي ها ميخوام صورتکو رنگ كنم! نميشه بياي پيشم كمك كني؟ ميخوام از اول راه شروع كنم ميخوام ساعتا برن عقب واسم! با تو بودن و ميخوام شروع كنم... كاش ميشد زمانه زير و رو بشه تو رو از اول راه پيدا كنم كاش ميشد با هم باشيم تا آخرش تو رو تا آينده مال خود كنم... كاش ميشد بارون بباره رو كوير تموم اشكاتو با دست بچينم كاشكي مال من بودي تا هميشه يه گوشه كنار قلبت بشينم... توي فصلهاي بهار و پاييز بيا و يه كم برام چاي بريز.... [گل]