تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب...

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب

بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب

 

تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه

چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب

 

تماشایی است پیچ و تاب آتشها .... خوشا بر من

که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب

 

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست

چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

 

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو

که این یخ کرده را از بی کسی "ها" می کنم هر شب

 

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش

چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

 

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب...

/ 2 نظر / 10 بازدید
کوچه گرد...

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست، چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب... [پلک]

کوچه گرد...

ضیافتهای عاشق را، خوشا بخشش... خوشا ایثار... خوشا پیدا شدن درعشق، برای گم شدن دریار چه دریایی میان ماست! خوشا دیدار ما در خواب... چه امیدی به این ساحل! خوشا فریاد زیر آب... خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن، خوشا ازعاشقی مردن اگر خوابم اگر بیدار، اگرمستم اگرهوشیار مرا یارای بودن نیست، تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من، منه تن خسته را دریاب مرا هم خونه کن تا صبح، نوازش کن مرا در خواب... نه از دور و نه از نزدیک، تو از خواب آمدی ای عشق خوشا خودسوزی عاشق، مرا آتش زدی ای عشق... [گل]