ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم ...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم ،

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور،

به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور

به همان سایه، همان وهم ، همان تصویری

که سراغش  ز غزل های خودم می گیری

به همان زل زدن از فاصله دور به هم،

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو،

به تماشا ، به خموشی، به شکیبایی تو

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت ،

به سخن های تو به لهجه شیرین سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است ،

اول نام کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است،

یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است

یک نفر ساده چنان ساده که از سادگی اش

می توان یک شبه پی برد به دلدادگی اش

حتم دارم که تویی آن شبح آیینه پوش ،

عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

آری آن خواب که شب آفت جانم شده بود ،

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آیینه پیداشده است

و تماشاگه این خیل تماشا شده است

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی

عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

                                  "بهروز یاسمی"

/ 5 نظر / 21 بازدید
ایمان آرزه

سلام بزرگوار. به وبتون سر زدم، البته خیلی کوتاه و گذرا. زحمت زیادی کشیدید و با ذوق و استعداد هستید اما هنوز جا برای بهتر شدن وجود داره. اگر وقت داشتید و سلیقتون گرفت خوشحال می شم به دست نوشته های این حقیر سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. عزیز باشید.

الناز

با سلام به سایت عاشقانه و تفریحی ما سری بزنید . دوست داشتید فعالیت کنید توی سایت و اگر موافق بودید تبادل لینک کنیم . پیشنهاد ما استفاده از مرورگر فایرفاکس یا گوگل کروم هست . یکبار سایت باز بشه دفعات بعدی سرعت لود سایت بیشتر میشه . با تشکر www.DenaPatogh.com

هانیه

خیلی قشنگ بود ممنون[لبخند]

کوچه گرد

سلام مهربون...[قلب] منو ببخش که دیر اومدم کنار وازه هات...[ناراحت] این دو تا شعر حسابی اشکم رو در اورد و منو برد تو خلسه...[نگران] عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش [قلب] نمی دونی با چه حسی این شعر رو خوندم... دو سه بار خوندم و چندین بار تیکه تیکه میخوندم... چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو، به تماشا ، به خموشی، به شکیبایی تو............[ماچ]