نماز عشق ...

تو مسئولی خداوندا!

مرا بی آن که خود خواهم اسیر زندگی کردی ...

کدامین دست جز دست تو غم ریزد به کام من؟ ... چرا شد قرعه محنت به نام من؟

که حتی نیمه شبها اشک غم ریزم به پای تو ...  به امید صفای تو ... به امید دوای تو ...

خدایا گر تو درد عاشقی رو می کشیدی
تو هم زهر جدایی رو به تلخی می چشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی
پشیمون می شدی از اینکه عشق رو آفریدی

خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم
نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم
دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی
بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم

بگو هرگز سفر کردی؟ سفر با چشم تر کردی؟
کسی را بدرقه با اشک، تو با خون جگر کردی؟
ز شهر آرزوهایت به ناکامی گذر کردی؟
گل امید، تو پرپر به خاک رهگذر کردی؟

خدایا گر تو درد عاشقی رو می کشیدی
تو هم زهر جدایی رو به تلخی می چشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی
پشیمون می شدی از اینکه عشق آفریدی

                                               "هما میر افشار"

/ 2 نظر / 26 بازدید
کوچه گرد...

خدایا گر تو درد عاشقی رو می کشیدی تو هم زهر جدایی رو به تلخی می چشیدی اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی پشیمون می شدی از اینکه عشق آفریدی خیلی زیبا بود... غمگین و زیبا... [گل] نشنیده بودمش و حالا... شنیدم!

محسن

این شعر رو بانو هما میر افشار در سالهای پیش از ادقلاب سرودند. البته در مجموعه شعر ایشون به نام "گلپونه ها" درج نشده