اعتراف ...

دو سه روزه که مات و بی اراده م
یه چیزی فکرمو مشغول کرده
همین عشقی که درگیر هواشم
منو نسبت به تو مسئول کرده

از اون رابطه ی معمولی ما
چه عشقی سرگرفت تو روزگارم
دو سه روزه که بعد از این همه سال
واسه تو ادعای عشق دارم

نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجا

می خوام مثل قدیما...مثل سابق
یه وقتایی یکی با من بخنده
یکی باشه که دستامو بگیره
یکی باشه که زخمامو ببنده

نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقد راحت منو وابسته کردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجا

/ 3 نظر / 14 بازدید
کوچه گرد...

چقدر خوبه که تو هستی... چقدر خوبه تو رو دارم... چقدر خوبه که از چشمات، می تونم شعر بردارم... تو که دلواپسم میشی، همه دلواپسیم میره شاید این واسه تو زوده، یا شاید واسه من دیره! نه اینکه بی تو ممکن نیست! نه اینکه بی تو میمیرم! به قدری مسریه حالت، که دارم "عشق" می گیرم... [گل]

کوچه گرد...

چقد راحت منو وابسته کردی دارم دیوونه میشم کم کم اینجا ... [قلب]