قسم...

نه تو می مانی و نه اندوه
 
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
 
به حباب نگران لب یک رود قسم،
 
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
 
غصه هم می گذرد،
 
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
 
لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

/ 3 نظر / 12 بازدید
کوچه گرد

نه تو می مانی و نه من... فقط عشق ماندگار است و... بس! [قلب]

کوچه گرد

[قلب] [بغل] [پلک] قسم به شب... به سکوتش و به آرامشش! تو را دوست دارم... تا همیشه!

کوچه گرد

خاطرات با تو بودن، نمی ره هیچوقت ز یادم... کاش زمانه زیرو رو شه... من بیام پیشت بمونم... [قلب]