اشتیاق ...

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند  صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب

                                            "فریدون مشیری"

/ 3 نظر / 24 بازدید
مجهول

خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نيست،خوشبختى دوست داشتن داشتنی هاست...

کوچه گرد...

بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست... عشق کدام است... غم کجاست... بیمار خنده های توام بیشتر بخند... بیمار خنده های توام... بیشتر بخند... [گل]

کوچه گرد...

تو... آسمان آبی و روشنی من... چون کبوتری که پرم در هوای تو [قلب] تو... چون کبوتری در آسمان دلم من... چون آسمانی که در آغوش گیرم تو را [پلک]