فصل بد خاکستری...

روح بزرگوار من!

دلگیرم از حجاب تو

شکل کدوم حقیقته

چهره ی بی نقاب تو

وقتی تن حقیرمو

به مسلخ تو می کشم،

مغلوب قلب من نشو

ستیزه کن با پیکرم

اسم منو از من بگیر

تشنه ی معنی منم

سنگینه بار تن برام

ببین چه خسته می شکنم

به انتظار فصل تو،

تمام فصل ها گذشت

چه یاس بی نهایتی، ندیم من بود

فصل بد خاکستری،

تسلیم و بی صدا گذشت

چه قلب بی سخاوتی،حریم من بود

دژخیم بی رحم تنم،

به فکر تاراج منه

روح بزرگوار من!

لحظه ی معراج منه

فکر نجات من نباش

مرگ منو ترانه کن

هر شعرمو به پیکرم

رشته ی تازیانه کن

وقتی تن حقیرمو

به مسلخ تو می کشم

مغلوب قلب من نشو

ستیزه کن با پیکرم

اسم منو از من بگیر

تشنه ی معنی منم

سنگینه بار تن برام

ببین چه خسته می شکنم...

/ 1 نظر / 6 بازدید
کوچه گرد

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه و کال ميشي برام ماه شباي بي سحر ميشي برام ستاره ي راه سفر ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني ........... [قلب]